جشن فارغ التحیصیلان دوره ی ۲۷
اتمام
پایان کتاب دوازده فصلی کودکی و شروع کتاب بزرگسالی.
اول مهر هر سال با خودمان حساب و کتاب میکردیم که چند سال تا بزرگ شدنمان مانده است، تا شروع بزرگسالی و انجام کارهایی که به ظاهر برایمان بزرگ بودن.
در خیابان، میان بچههای فامیل، در مدرسه و با دیدن سال بالاییها، همیشه غبطه میخوردیم که آنها زودتر از ما به سرزمین ظاهراً فوقالعادهی بزرگسالی میرسند و خب انگار که ما دیرتر.
میخواستیم هر وقت که دلمان میخواهد ساعت را خاموش کنیم و با خیال راحت بخوابیم.
و اما اکنون از روزی که دیگر در راهروهای مدرسه قدم نمیزنیم انگار یک چیزی را گم کردهایم.
انگار بخش بزرگی از ما در صف صبحگاه هنگام شنیدن حرفهای خانم جمشیدی جا مانده؛ هنگام خندیدن در حیاط و ماندن تا آخرین لحظه تا زمانی که خانم سمایی به سراغمان بیایند جا مانده؛ در همان لحظهای که در اتاق مشاورانمان را میزدیم و میگفتیم: خانم، میتوانیم با شما صحبت کنیم جا مانده؛ انگار بخشی از ما میان نیمکتها، روی تخته، هنگام ورق زدن کتابها و حتی لابهلای لحظاتی جا مانده است که روزی آرزوی تمام شدنشان را داشتیم.
عجیب است، انگار تمام عمرمان منتظر رسیدن این روز بودیم، اما حالا دلمان میخواهد زمان کمی بیشتر همانجا متوقف میشد.
و آری اکنون میتوانیم ساعت را خاموش کنیم
و با خیال راحت بخوابیم، اما همانمان میدانیم که دیگر نمیتوانیم به آن روزها برگردیم.
آنقدر منتظر رسیدن این روز بودیم که یادمان رفت قرار است چقدر دلمان برای روزهایی که پشت سر میگذاشتیم، تنگ شود.
و اکنون رسیدیم به آخرین صفحهی این کتاب: کتابی که شاید بعضی فصلهایش را دوست نداشتیم یا از یک سری جملههایش سریع رد شدیم، اما زیر بعضی قسمتهایش خط کشیدیم و دلمان میخواست یک سری صفحههایش را دوباره بخوانیم.
نمیدانم چند سال دیگر کجای این دنیاییم، با چند نفرمان هنوز باهم حرف میزنیم، شاید زمانی در خیابان از کنار هم رد شویم هم را به یاد نیاوریم، یا شاید بعضی اوقات به یاد همدیگر باشیم و دلمان برای هم و برای لحظاتی که فکر نمیکردیم انقدر زود تمام شود تنگ شود.
امیدوارم آن موقع بین زندگی کردنمان گاهی یاد اینجا کنیم و با خودمان فکر کنیم که چقدر خوششانس بودیم بابت داشتن اینهمه خاطره.
حالا به آخر این کتاب رسیدیم آن هم نه چون دیگر چیزی برای گفتن نداریم، بلکه این کلمات قرار است جای دیگری ادامه پیدا کنند.
پایان دوازده سال تحصیلی
دوره ۲۷ راه شایستگان













